الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
105
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
شيخ نصير الدّين على بن حمزة بن حسن طوسى شيخ معاصر در امل الآمل گويد : وى فاضلى بزرگوار بود و آثارى دارد كه آنها را على بن يحيى خياط روايت مىكند « 1 » . مؤلف گويد : گاهى گويند على بن حمزه مترجم حاضر همان طبرسى است نه طوسى و مترجم حاضر همان بزرگوارى است كه فقهاى متأخر فتواهاى او را در كتابهاى فقهى يادآورى كردهاند . از جمله شهيد ثانى نظريات او را در حاشيه ارشاد متذكر شده است . و ديگر آنكه طبرسى ( بفتح طا و سكون ب ) برگردانيده شده ( تفرش ) است كه نام ناحيهء معروفى است نزديك به شهر قم و گروهى از دانشمندان از آن ناحيه بودهاند . به گمان من طبرسى بهطور كلى منسوب به تفرش ياد شده است نه منتسب به طبرس كه از شهرهاى مازندران مىباشد و گواه اين مطلب كلام مؤلف تاريخ قم است كه پيش از اين ذيل احوال ابو منصور احمد بن على بن ابى طالب طبرسى مؤلف كتاب الاحتجاج ، بدان اشاره كرديم اينك بدانجا مراجعه كنيد « * » .
--> ( 1 ) - امل الآمل ، ج 2 ، ص 186 . ( * ) مؤلف ذيل احوال كتاب احتجاج پس از پارهاى مطالب ذيل كلمه طبرسى و طبرى مىنويسد : مؤلف تاريخ قم كه معاصر با ابن عميد بوده است در تاريخ مزبور مىنويسد : ( طبر ) معرب ( تبر ) است و ناحيهء معروفى است در اطراف قم كه مشتمل بر دهكدهها و مزارع بسيارى است و اين طبرسى ( احمد ) و ديگر اعلام كه بهعنوان طبرسى معروفند از مردم همين ناحيه بودهاند . سپس از گفتار شهيد ثانى گواه آورده كه وى در حاشيه ارشاد ، برخى از فتواها را به شيخ على بن حمزه طبرسى قمى نسبت داده است يعنى از كلمه قمى برمىآيد كه وى از مردم تفرش قم بوده است و اضافه كرده دور نيست همچنانكه مؤلف تاريخ قم گفته است ، اين عده ، از مردم تفرش بودهاند و حاجتى نيست كه طبرى و طبرسى را از باب تغيير در نسب بدانيم . براى تحقيق در اين موضوع مىتوان از تعليقات مرحوم بهمنيار كه در پايان تاريخ بيهق آورده است استفاده كرد - م .